چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۳,Sep 24 2014

شهید محرم پرویزی  و عشق و علاقه ی فراوان به والدین
share
- +

کد مطلب : 406

شهید محرم پرویزی و عشق و علاقه ی فراوان به والدین

تاریخ انتشار : ۱ مهر ۱۳۹۲

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

محرم شهیدی که بایدازنوشناخت

16سال قبل ازانقلاب یعنی درمحرم سال1341شمسی درخانواده ای دینی به دنیاآمد

نامی برایش انتخاب کردندکه برازنده اوبود(محرم)واقعا اومحرم بودفرزندعاشورافرزند

کربلا فرزنداباعبدالله.انگارخداوندازهمان لحظه ،سرنوشت محرم راشهادت عاشورایی

رقم زده بودچراکه محرم پرویزی زنجیره ای قطع نشدنی ازمحرم سال 61هجری بود.

دوران کودکی راسپری نموددرحالی که کودکی بیش نبود ،بزرگ منش وبزرگمردبود به

مدرسه رفت اما یک سروگردن ظاهراوصدپله باطنا ازهمه همکلاسان بزرگتروبرتربود

آثاربزرگی وشجاعت همراه بامتانت درچهره اش نمایان بود.درس وهنرش خوب بود

وباهمه مشکلات وناملایمات وفقر،جهت ادامه تحصیل به داراب وسپس شیرازرفت

بامعدل بالادیپلم گرفت وهمزمان درراهپیمایی هاشرکت کردازنوجوانی ،

ضمن پایبندبودن به فرایض دینی ازجمله نمازوروزه

امام وخط امام راخوب شناخت وشیفته ولایت فقیه شددرنتیجه فردی انقلابی شد

وازطرفی علاقه مندورزش وفوتبال بود.اومدتی درتیم شهید(تیم بهمن عسکری)

بازی کردکه این تیم به نخلستان تبدیل شدجنگ تحمیلی شروع شده بود

ومحرم پرویزی باید قربانی این راه مقدس میشد عازم خدمت سربازی شد

سه ماهی آموزشی رادرصفر5کرمان گذراندوآماده نبردشداوابتدابه هفت تپه

شوش وسپس خط مقدم دارخوین اعزام شد دوماه بیشترمهمان

لشکر77خراسان نبود.منطقه دارخوین دراردیبهشت سال61شاهددرگیری های

سخت بین رزمندگان اسلام باسپاه کفربعثی صهیونیستی بودکه در

دهمین روزاردیبهشت سرداری گمنام به نام محرم پرویزی بال برآسمانهاگشود.

گلوله توپ دشمن نیم صورت وکتف محرم راقربانی نمود وپیکرمطهراوچندروز

درمنطقه بودوسپس ازطریق هواپیمابادیگرشهدابه شیرازآمدوپس ازتشیع بی نظیر

درزادگاهش آرام چهره درخاک نمود تاتسلیم اراده خداباشد که مائیم انصار

حسین تو.ماییم انصارمهدی موعودت مائیم سربازجانبرکف روح الله

.................................................................................................................................

ازقلم یکی ازدوستان همسایه"حاج احمدخسروی پور":

به نام شاهدشهیدان

ای یار

من مسیرهجرت تورا

درجاده هایی یافتم

که لحظه هامهمان ناخوانده ی

جشن لاله های دوسوی جاده بودند

سرزمین تاریخی حاجی اباددرسالهای جنگ تحمیلی ، شهیدان والا مقامی

رابه انقلاب اسلامی واهداف عالیه آن تقدیم کرده است که بنابراقتضاء

دراین نوشته قصد برآن داریم ازشهیدبزرگواروناشناخته محرم پرویزی یادی ونقلی داشته

وبرفرازونشیب زندگی آن عزیززنده یادنگاههای هرچندگذرا به شمامردم شریف حاجی ابادارائه

نماییم تاشایدنسل سوم انقلاب واقف شودکه پرچم مقدس جمهوری اسلامی چگونه وبه چه بهایی

درروزهای اقتداروسربلندی درگوشه وکنارجهان برافراشته میشود

شهیدپرویزی درسال 1341درمحله ی نورالدین حاجی ابادودرخانواده ای متدین وزحمتکش پای به

عالم هستی نهادشایدکوچه پس کوچه های خاکی وگرم وسوزان حاجی ابادمطمئن ترین

شاهدوناظررشدوشکل گرفتن شخصیت ظاهری وباطنی آن شهیدعزیزهستندآنچه حقیردرخصوص

شهیدپرویزی می نگارم بدلیل خویشاوندی وهمسایگی ورفت وآمدهایی که من وخانواده ام باانها

داشتیم دیدگاه واقعی ومستندازشناختی میباشد که میتوان ازایشان ارائه داد

شهیدپرویزی دردوران کودکی انسانی آرام-باادب-کم حرف وفهیم بوددرقضاوت حال حاضر درمورد

ایشان این نتیجه حاصل میشود وانسان رابه این فکرمی اندازدکه انگارحضرت حق افراددارای

لیاقت جای گرفتن درجایگاه ویژه راازکودکی آماده چنین ارزشی به بار می آوردشهیدپرویزی نسبت

به همه همسالان واقوام برترووالاتربوداودرکنارتحصیل ،به هنگام فراغت درکارهاوکشاورزی به

پدروخانواده کمک میکرداما پختگی وتدین ومتانت وی روزبه روز درون اونمایان ترمیشدزیرادرمباحثی

که باحقیرکه ازاو9سال بزرگتربودم ، داشت من احساس میکردم جسم خاکی اوتحمل وگنجایش

روح بزرگ اوراندارد

ایشان دلبستگی خاصی به محیط نداشت وچنان وانمودمیکرد که بایدکارهای بزرگ درزندگی رقم

بزند ساده پوشی وساده زیستن وساده گفتن راسرلوحه رفتارخودساخته وبطورکلی

ازپرخاشگری دوربود

 

 

علاقه خاصی به خانواده وخویشان بخصوص مادرش داشت

دوران تحصیل رادرشیرازبه اتمام رساند وبه حاجی ابادبرگشت واین مصادف بود

بابه ثمرنشستن انقلاب اسلامی که عقاید آن شهیدعزیز دررابطه بامسائل انقلاب موید این امربود

که انقلاب وامام وشهدارابخوبی درک کرده بوداما باآغازجنگ تحمیلی به خدمت سربازی رفت وپس

ازدوره آموزشی به جبهه شوش اعزام شد وپس ازمدتی به مرخصی آمد درمدت کمی که به

مرخصی آمده بود به طرزعجیبی گرفته ودرخود ، نشان میداد شاید میدانست که اینبار آخری است

که برمیگردد ودیگرشهیدخواهدشد .شبی که قراربود فردایش به جبهه برگردد به خانه ماآمد وپس

ازساعتی صحبت وشوخی بایک خداحافظی کاملا غیرمعمولی ماراترک کرد ولی آرام به هنگام

بوسیدن ، درگوش من فرمود اگربرگشتم فلان کاررا برایم انجام بده واگربرنگشتم ازموضوع حرفی

نزن والسلام

سروها یادگارانی ازاحقاق انکارنشدنی

آزادگی انسانها هستند

که همیشه نگاهی به تاریخ دارند

وازبلندای باورخود

پیوندی راستین راشاهدند

تاهیچ فریادی

درفضا

فراموش نشود

(راهش پررهروو یادسرخش گرامی)

......................................................................................................................................

، سلام بر آنان که به خاک افتادند

تا ما به خاک نیفتیم، سلام بر آنان که رفتند تا برای همیشه جاودان

بمانند.راستی ای همشهریان ، آیا شهید محرم آرزوی ازدواج نداشت؟

آیا آرزوی ادامه زندگی راحت نداشت؟ آیا آرزوی ادامه تحصیلات و

رسیدن به مدارج عالیه نداشت؟ آری تمام این آرزوها داشت.

والدین گرامی اش هم این آرزوها را داشتند اما او این آرزوها را زیر

پا گذاشت و به یاری حسین زمان شتافت. الآن او کجاست؟

پیکر مطهرش کجا ی داخوین به زمین افتاد؟

شاید  هنوز هم  لاله های پرپردرجای خون مطهرش سبزولاله سرخ

در محل شهادتش به جا مانده است. واکنون آیا ما حق او را ادا کرده ایم؟

 باز تمنا میشود که تلاش کنیم یادمحرم هاویادگلها و

لاله ها را فراموش نکنیم.

این  گل  پرپر  از  کجا  آمده                     از  سفر  کرب و بلا  آمده

 

 

سرجدا از تن ، شهیدان می روند           از میـان خیـل یـاران می روند

 

 

 

شهیدپرویزی معنای واقعی شهادت رابه مردم حاجی ابادچشاند

ازبزرگی وبزرگواری این شهیدهمین قدربس که شهدای دیگر

بعدازاو،به اواقتداکردندوراهی جبهه هاشدندهنوزمرام ولبخند

وخاطرات وچهره پاک شهیدمحرم وحجب وحیا وصداقت وپاکی

اودرقلبهاست.این شهیدآنقدر

دوست داشتنی بوده وهست که تانام کلمه شهیدوشهادت

وشهدای زرین دشت می شنوی ، بیدرنگ نام واسم

محرم پرویزی  وصمیمیت وخلوص ومنش ایشان

برقلبت می نشیندوبه یاداومی افتی چه سعادتمند بودند

این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت

شریف ایران ادا نمودند و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.

....................................................................................................

 


 

 

   

امام رضافرمود:اولین کسی که واردبهشت میشود،شهیداست

پس شهادت مقام اولیاء واقرباوصالحین است وشهید

درکنارپیامبران وامامان وصالحین قرارمیگیرد

 

هرچیزی کهنگی دارد غیرازشهید وخون شهید

http://poolnews.ir/files/fa/news/1390/2/14/22624_803.jpg

به پدرشهیدگفتم ازمحرم بگو---گفت مال خدابود ومن ناراحت نیستم کاش من هم

لیاقت شهادت پیدا میکردم شهادت لیاقت میخواهد محرم خوب بود ،نمره یک ،ممتاز

 

خوشا بحال پدرومادران شهداکه فردای قیامت شهیدان بدون آنها به

بهشت نمی روند.آنگاه که به شهیدعرض میشودازدرب مخصوص واردشو.

روبه خدانموده ومیگویدخدایا من مادری داشتم که برایم خیلی زحمت کشید

مراپرورش دادمراباحسین "ع"آشنانمودشب وبی وقت زحمت هابرایم کشید

پدری داشتم که خوب تربیتم کردمرابزرگ کردمونس وهمنشین ویاورم بود

سریع به اوگفته میشود درصحرای محشرمنتظر شفاعت توست

آنهاراصدابزن

بعدشهیدمیخواهدبگوید که دوستانم .....

که جواب میشنود این تعداد راهم هرکه می خواهی شفاعت کن.ازدوستانت


بعدازسه دهه داغ شهیدتازه بوداما این مادردرلحظه آخربه من گفت:ننه جان
حاضرم صدمحرم داشته باشم ودرراه خداتقدیم کنم

 

http://www.askdin.com/gallery/images/1224/1_Image_342_.jpg

 

............................................... 

 

 

 

الهی به آنان که پرپر شدند

 

پر از زخم های مکرر شدند

 

به آنان که چون شمع ها سوختند

 

چراغ شهادت بر افروختند

http://media.afsaran.ir/siW7hB_535.jpg

نقطه های قرمزهمگی شهیدوبقیه منتظرشهادتنداین است شیعه این است ملت ایران

 

 


«من طلبنی وجدنی ، آن کس که مرا طلب کند مرا می یابد»

«و من وجدنی عرفنی ، و هر کس مرا یافت می شناسد مرا »

«ومن عرفنی عشقنی ،  و کسی که مرا یافت عاشقم می شود»

«ومن عشقنی عشقته ، و هر کس که عاشقم می شود عاشقش می شوم»

«ومن عشقته قتلته ، و هر کس را که عاشقش شدم او را می کشم»

«و من قتلته فعلی دیته ، و هر کس را کشتم خون بهایش به عهده من است»

«و من علیه دیته و انا دیته ، کسی را که دیه اش به عهده ام است خودم خون بهای او هستم»

 

http://portal.farsedu.ir/Portal/channels/FcKUploadedFiles/fa/6982/Images/shahid01.jpg

 

اززبان دوست وهمرزمش"جناب حاج مرتضی جوکار"

شهید محرم پرویزی درشهرحاجی اباددرخانواده ای مذهبی بدنیاآمد

بنده وایشان به خاطر صمیمیت اووهم محله بودن وهم سن بودن ،

ازکودکی باهم دوست بودیم ودوستی ماتاشهادت اوادامه داشت

البته شایدبهتراست بگویم شهادتش اول یک دوستی دیگربین ما

بود چون حقیقتا نه بنده نه دیگران اورانشناختیم وحال می فهمم

که محرم که بوده است

تاابتدایی دراینجادرس خواند(خواندیم)وسپس جهت ادامه تحصیل

به داراب رفتیم.سالهای پایانی دبیرستان بودیم که انقلاب به

اوج رسید وشهیدپرویزی هرروزدرراهپیمایی هاوتضاهرات برعلیه

رژیم طاغوت شرکت میکرداطلاعیه هایی که درآن زمان صادر

میشد وپیامهای حضرت امام ، ازطریق ایشان ودیگردوستان

دبیرستانی ازداراب به حاجی اباداورده وشبانه توزیع میشد

شهیدمحرم فردی آرام ، خونسرد،متین وبسیارکم حرف بود

بیشترمی اندیشید وعمل میکرد

یادم است اولین روزی که مدرک دیپلم گرفتیم من اصراربه

ادامه تحصیل داشتم ولی شهید علاقه به جنگ وجبهه داشت

همین علاقه ایشان ماراازادامه تحصیل منصرف وجهت انجام

خدمت مقدس سربازی ، خودرابه نظام وظیفه معرفی کردیم.

مدتی هردودرصفر5کرمان بودیم وآموزش سخت دیدیم

پس ازآموزش مستقیما به جبهه اعزام شدیم درآنجا تقسیم

شدیم ومتاسفانه محرم افتاد هفت تپه شوش "خط مقدم"

واین درخواست داوطلبانه محرم بود که خط اول رود

 

عروج پرستو:"اززبان حاج مرتضی جوکار"

غروب همدیگررابوسیدیم نوحه خوانی شد دردل همه رزمندگان ،

اشتیاق عجیبی بود محرم کمی نگران بنظرمی رسیدوتوی خودش

بود.ماتقسیم شدیم عده ای ازبچه ها ازجمله محرم پرویزی راهی

دارخوین درشمال منطقه ماشدند ظاهرااوکمک آرپی جی زن

گردان شده بود.

کمتراز45روز درجبهه بودکه حمله دلاورمردان اسلام شروع

شد.لشکر77خراسان همراه بادیگررزمندگان بسیجی درمنطقه

دشت عباس حمله عظیمی شروع کرده بودند بطوریکه کمترازیک

شبانه روز تمام خاک اشغال شده تصرف شد وحتی تاعمق

خاک عراق پیش رفتنددراین پیشروی بی سابقه،

محرم کمک آرپی جی زن بود

درعکس  خسروبریزی-شهیدمحرم وبرادرمرتضی جوکاردیده میشود

درعملیات چون شیری ژیان حمله

راشروع کرده بودند خط آنهاباعرقی هاخیلی نزدیک شده بود ه

بطوریکه ابتداازکنار

سنگرهایشان به سمت دشمن تیرمی انداختند اما گلوله دشمن

چون باران برسرشان می بارید سپس کیلومترهاپیشروی میکنند

ناگهان ......ناگهان یک گلوله توپ همزمان بایک خمپاره

درکنارمحرم می افتددرحالیکه میخواسته گلوله آرپی جی راآماده کند

، چندترکش به کوله پشتی اومی خورد هنوزآتیش نگرفته ،

که تمام گلوله ها منفجرمیشود ونیمی ازسرشهیدمحرم وکتف

وشانه اش برداشته ومیسوزد  ودریکدم محرم پرویزی آسمانی میشود

ودرآسمانها به جمع یاران شهیدش می پیوندد. خداوند خوب چیزی

راانتخاب کرده بود خوب تحفه ای راقبول کردمحرم مال خدابود

وبه خداپیوست پیکرمبارکش چندساعت درآفتاب گرم دارخوین

 می ماندوسپس بادیگرشهدابه عقب برمیگردد

 

http://images.sepehrblog.ir/2641_1uxzG5WK.jpg


 امام خمینی:

ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم.

ما در جنگ به اين نتيجه رسيديم كه بايد روي پاي خود بايستيم.

ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم.


 

یادبادآن روزگاران یادباد.تصاویرمربوط به سالهای59-60میباشد

 محرم پرویزی درجمع دوستان وفوتبالیست ها درنینه ومیدان فوتبال


 

درپایان ازهمکاری بنیادشهید-خانواده شهید-خواهرشهیدو ازعزیزانی که درتهیه

 عکس هاهمکاری نمودندتشکرمیشوداقایان رحمان بریزی-حیدراسماعیلی-

 حیدرخسروی پور-حاج احمدخسروی پوروحاجی جوکار

 

http://salambarkhorshid.persiangig.com/pictures/jebhe01.jpg

شادی روح شهیدمحرم وبرادربزرگوارش مرحوم عبدالرحمن پرویزی صلوات

 

 



نظر بینندگان

نام

ایمیل شما
نظــر

نظرات بینندگان زرنوشت
عضویت در خبرنامه
حاج یوسف|
|۱۳۹۲/۷/۱ ۱۵:۴۲
پاسخ
سلام باتشکرازابرازلطف ومحبت شمادوستان عزیزم درپایگاه خبری زرنوشت. اجرکم من ا.....