چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۲,Aug 07 2013

منافقین در نهج البلاغه
آرشیو

با شهدا

شهید والا مقام حسین خوشبخت شهید والا مقام حسین خوشبخت معرفی شهدای زرین دشت/کانون شهید فهمیده زرین دشت
کی با حسین کار داشت؟ کی با حسین کار داشت؟ دفاع مقدس ( کتاب رفاقت به سبک تانک )
هفت سین در جبهه هفت سین در جبهه یاد دوران جنگ بخیر
share
- +

کد مطلب : 334

یادداشت برادر پاسدار اردشیر بابایی

منافقین در نهج البلاغه

تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۹۲
در ذیل یادداشتی بر گرفته از نهج البلاغه که توسط برادر اردشیر بابایی جانشین محترم سپاه زرین دشت نگاشته شده به حضورتان تقدیم میگردد.
منافقین در نهج البلاغه
 

مولای کلام امیر المومنین علی(ع) در نهج البلاغه ضمن ایراد سخنان نغز سیمای منافقین را این چنین توصیف میکند : به رنگ های گوناگون ظاهر میشوند برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده میکنند قلبهایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است.وصفشان دارو و گفتارشان درمان ، اما کردارشان دردی ست بی درمان . مدح وستایش را به یکدیگر قرض میدهند و انتظار پاداش میکشند.اگر چیزی را بخواهند اصرار میکنند و اگر ملامت شوند پرده دری میکنند و اگر داوری کنند اسراف می ورزند ،آنها بر هر حقی، باطلی و برابر هر دلیلی، شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند. ازهر راهی میخواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم میسازند تا کالای خود را بفروشند،سخن میگویند اما به اشتباه و تردید می اندازند.وصف میکنند اما فریب میدهند،در آغاز راه را آسان و سپس از تنگناها به بن بست میکشانند.انها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم میباشند.آنها پیروان شیطانند و بدانند که پیروان شیطان زیانکارانند. /224224



نظر بینندگان

نام

ایمیل شما
نظــر

نظرات بینندگان زرنوشت
عضویت در خبرنامه
عزیزی|
|۱۳۹۲/۵/۱۳ ۱۶:۱۹
پاسخ
اقسام نفاق: نفاق را می­توان به دو نوع تقسیم کرد: 1. نفاق در ایمان: در چنین نفاقی، شخص اگرچه در ظاهر خود را مسلمان معرفی کرده و اقرار به خدا و معاد و... می­نماید، در باطن به آن­ها معتقد نبوده و کفر در باطنش حضور کامل دارد. زیرا که معیار ایمان به خدا، اعتقاد قلبی است که منافقان از چنین ایمانی محرومند. به همین دلیل است که در قرآن کریم همان تعبیراتی که برای کفار است ( درک نکردن حقایق و...) دقیقا برای منافقان نیز وجود دارد.از چنین نفاقی تعبیر به نفاق اعتقادی می­شود و تقريبا منظور قرآن در تمام مواردي که واژه نفاق را بکار برده است، همين معناست. 2. نفاق در عبادت: در این نوع از نفاق ممکن است که انسان واقعا مسلمان باشد، اما خداوند را به قصد قربت و رسیدن به ثواب، اطاعت و عبادت نکند، بلکه تنها هدفش از عبادت، خودنمایی و دست یابی به موقعیت اجتماعی باشد. 3. نفاق در معاشرت­های اجتماعی: این نوع از نفاق فراگیر بوده و در تمام جوامع انسانی به چشم می­خورد. در این نوع، انسان بر اساس منافع شخصی و دنیا دوستی، با هرکس به میل و سلیقه او سخن می­گوید و اعمال و رفتارش را طبق میل و سلیقه او تنظیم می­کند؛ با کافر، کافر است و با مسلمان، مسلمان. چنین نفاقی بدترین نوع نفاق بوده و پس از نفاق در ایمان، شدیدترین مجازات را دارد. زیرا که اگر انسان در حضور مردم، به گونه­ ای رفتار کند و در غیاب آنان خلاف آن را انجام دهد، یا زبان به ناسزا و آشکار کردن عیوب آن­ها نماید، بزرگ­ترین ظلم را در حق آنان مرتکب شده است. این دو مورد به عنوان نفاق اخلاقی در نظر گرفته می­شود. امام سجاد(ع) درباره ي نفاق اخلاقي مي­فرمايد: «همانا منافق کسي است که از کاري نهي مي­کند ولي خود از آن کار دست نمي­کشد و فرمان مي­دهد به انجام آنچه خود،انجام نمي دهد... و روزش را شب مي­کند و اندوهي جز خوردن شام ندارد. با اينکه روزه هم نبوده و چون صبح بيدار شود، اندوهي جز خوابيدن ندارد، با اينکه شب بيدار نبوده است.»